آنها از فکر تو می ترسند ...
انها میخواهند همه مان و همه چیزمان را
میمون بار بیاورند و میمون وار ….استادهامان را ، شهر هامان را ،شاعرهامان
را،بزرگهامان را،هنرمندانمان را،زنها ،زندگیمان، خانواده هامان را و … و
حتی بچه هامان را !
آنها فقط از یک چیز می ترسند که ما دیگر از آنها تقلید نکنیم . چطور می شود
که از انها تقلید نکنیم ؟ کاری کنیم که بتوانیم خودمان * بفهمیم *. آنها
فقط از فهمیدن تو می ترسند . از تن تو هر چقدر هم که قوی باشد ترسی ندارند.
از گاو که گنده تر نمی شی ، می دوشنت ، از خر که قوی تر نمی شی ، بارت
میکنند ، از اسب که دونده تر نمی شی ، سوارت می شن !
آنها از فکر تو می ترسند.

